X
تبلیغات
دانشجویان اقتصاد رامین 90

دانشجویان اقتصاد رامین 90
پشنهاد وانتقاد در مورد همه چیز 
قالب وبلاگ
دهانت را مي‌بويند مبادا گفته باشي دوستت دارم
دلت را مي‌پويند مبادا شعله‌اي در آن نهان باشد
دهانت را مي‌بويند مبادا گفته باشي دوستت دارم
دلت را مي‌پويند مبادا شعله‌اي در آن نهان باشد
روزگار غريبي‌ست نازنين روزگار غريبي‌ست نازنين
و عشق را كنار تيرك راهبند تازيانه مي‌زنند
عشق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
شوق را در پستوي خانه نهان بايد كرد
روزگار غريبي‌ست نازنين روزگار غريبيست نازنين
و در اين بن‌بست كج و پيچ سرما
آتش را به سوخت‌وار سرود و شعر فروزان مي‌دارند
به انديشيدن خطر مكن روزگار غريبي‌ست
آن كه بر در مي‌كوبد شباهنگام به كشتن چراغ آمده است
نور را در پستوي خانه نهان بايد كرد

[ شنبه بیست و سوم آذر 1392 ] [ 14:16 ] [ میلاد رستمی ]

در ادامه مطلب،متن اعلامیه جهانی حقوق بشر قرار داده شده است

خواهشمند است نظرات عالمانه خود را جهت درک بهتر این متن در قسمت نظرات به ثبت رسانید.



برچسب‌ها: اجتماعی
ادامه مطلب
[ سه شنبه نوزدهم شهریور 1392 ] [ 19:1 ] [ میلاد رستمی ]
خواهم چو راز پنهان، از من اثر نباشد
تا از نبود و بودم، کس را خبر نباشدخواهم که آتش افتد، در شهر آشنایی وز ننگ ِ آشنایان، بر جا اثر نباشدگوری بده، خدایا! زندان پیکر منتا از بهانه جویی، دل دربدر نباشد... 

         سیمین بهبهانی


برچسب‌ها: ادبی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه سیزدهم شهریور 1392 ] [ 22:51 ] [ میلاد رستمی ]

برای من که در بندم 
چه اندوه آوری ای تن 
فراز وحشت داری 
فرود خنجری ای تن 
غم آزادگی دارم 
به تن دلبستگی تا کی ؟
به من بخشیده دلتنگی 
شکستن های پی در پی 
در این غوغای مردم کش 
در این شهر به خون خفتن 
خوشا در چنگ شب مردن 
ولی از مرگ شب گفتن 
چرا تن زنده و عاشق 
کنار مرگ فرسودن 
چرا دلتنگ آزادی 
گرفتار قفس بودن 
قفس بشکن که بیزارم 
از آب و دانه در زندان 
خوشا پرواز ما حتی 
به باغ خشک بی باران...

 ايرج جنتی عطائی

 


برچسب‌ها: ادبی
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392 ] [ 12:14 ] [ میلاد رستمی ]
چـــند سال پیش یــک روز جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم، فوتبال نگاه میکردم و تخمه میخوردم …

ناگهان پــدر و مــادر و آبجی بزرگ و خــان داداش سرم هــوار شدند و فریاد زدند که (ناقــص … بدبخت … بی عرضه … بی مسئولیت … پاشو برو زن بگیر

رفتم خواستگاری، دختره پرسید : مدرک تحصیلی ات چیست؟

گفتم : دیپلم تمام …

گفت: بی سواد … امل… بی کلاس… ناقص العقل… بی شعور … پاشو برو دانشگاه …

رفتم چهار سال دانشگاه لیسانس گرفتم ، برگشتم …


برچسب‌ها: طنز
ادامه مطلب
[ یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ] [ 11:2 ] [ میلاد رستمی ]
خداوندا ، اهورا مزدا ، ای بزرگ آفریننده این سرزمین بزرگ، سرزمینم ومردمم را از دروغ و دروغگویی به دور بدار...!

برچسب‌ها: بزرگان
ادامه مطلب
[ یکشنبه پانزدهم بهمن 1391 ] [ 10:52 ] [ میلاد رستمی ]

ملا سوار خر شد گفتند این سیاسی ست

بایرامقلی پدر شد گفتند این سیاسی ست 

در داستان ، گلعنبر نُه بار بچّه زایید

نُه تا همه پسر شد ، گفتند این سیاسی ست

دل می خورند و قلوه خوبان شهر با هم

تا شام ما جگر شد گفتند این سیاسی ست 


برچسب‌ها: طنز
ادامه مطلب
[ سه شنبه هفتم آذر 1391 ] [ 17:51 ] [ میلاد رستمی ]
شنیدم در زمان خسرو پرویز            گرفتند آدمی را توی تبریز
به جرم نقض قانون اساسی           و بعض گفتمان های سیاسی
ولی آن مرد دور اندیش، از پیش       قراری را نهاده با زن خویش
که از زندان اگر آمد زمانی                 به نام من پیامی یا نشانی
اگر خودکار آبی بود متنش                بدان باشد درست و بی غل و غش
اگر با رنگ قرمز بود خودکار               بدان باشد تمام از روی اجبار
تمامش از فشار بازجویی ست         سراپایش دروغ و یاوه گویی ست

برچسب‌ها: طنز
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و یکم آبان 1391 ] [ 11:47 ] [ میلاد رستمی ]

  «همسرم با غم تنهایی خود خو می کرد»    موقـع بحث هوو- لیک هیاهـــــو می کرد!

    بسکه با فکـــر و خیالات عبث می خوابید    نصف شب در شکـم آن زنه چاقو می کرد!

    وقتی از رایحه ی عشق سخن می گفتم
    زود پا می شد و تی شرت مرا بو می کرد
    طفلکی مادر مــن آش که می پخت زنم-
    معتقد بود در آن جنبـــــــل و جادو می کرد

   


برچسب‌ها: طنز
ادامه مطلب
[ پنجشنبه یازدهم آبان 1391 ] [ 19:15 ] [ میلاد رستمی ]
آقا ما تف، شما آبشار نیاگارا

ما بدبخت حقیر، شما کوروش کبیر

ما واشر، شما ارباب حلقه ها

ما طرح مسکن مهر، شما برج العربی

ما مینیمم نسبی، شما ماکسیمم مطلق

آقا اصن ما قیژقیژ دیال آپ، شما امواج وایرلس

آقا ما پراید، شما پرادو

آقا ما باد بزن دستی، شما کولر گازی نانو

آقا ما امشب، شما هزار و یک شب!

آقا ما پت ومت، شما آیکیو سان

برچسب‌ها: طنز
ادامه مطلب
[ پنجشنبه یازدهم آبان 1391 ] [ 19:10 ] [ میلاد رستمی ]
 به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان
تعبیر پاسخ هایتان را بخوانید و شخصیت خودتان را محک بزنید.

۱ـ دریا را با کدام یک از ویژگی های زیر تشریح می کنید؟
آبی تیره، شفاف، گل آلود، سبز

۲ـ کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟
دایره، مربع یا مثلث

۳ـ فرض کنید در راهرویی راه می روید. دو در می بینید، یکی در
۵ قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو و هر دو در نیز باز هستند.
کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است، آیا آن را برمی دارید؟
بله، خیر

۴ـ این رنگ ها را ترجیح می دهید چگونه اولویت بندی شوند؟
قرمز، آبی، سبز، سیاه و سفید

۵ـ دوست دارید از نظر ارتفاع در کدام قسمت کوه باشید؟

۶ـ در ذهنتان اسب چه رنگی است؟
قهوه ای، سیاه یا سفید

۷ـ طوفانی در راه است، کدامیک را انتخاب می کنید؟
یک اسب یا یک خانه

برچسب‌ها: تست شخصیت شناسی
ادامه مطلب
[ پنجشنبه یازدهم آبان 1391 ] [ 18:55 ] [ میلاد رستمی ]
مریدی ترسان نزد شیخ برفت و عرض بکرد : یا شیخ خوابی دیدم بس عجیب ، خواب دیدم گدای سر چهار راه از من کمک قبول نکردی و بگفت که تو تحریمی. 
شیخ فرمود : کمی دیر خواب دیدی. گامبیا و امبیا و سنگال نیز ایران تحریم بکرده اند. 
حیرانم ازاین عجایب تودرتو***دگران را برق بگیرد مارا جرقه ی پتو! 
و مریدان همی گریستند. 


ادامه مطلب
[ جمعه پنجم آبان 1391 ] [ 12:40 ] [ میلاد رستمی ]
منابع تاریخی نشان مي دهند ارزش برابري پول ملي ايران با پول‌هاي معتبر جهاني در مقاطع تاریخی مختلف به اين شرح بوده است :

در زمان شاه طهماسب صفوي، يعني در سده شانزدهم ميلادي، واحد پول ايران «شاهي» بود و هر ۲۰۰ شاهي برابر با يک «تومان». طبق مندرجات سفرنامه جنکينسون، در آن زمان هر شاهي با يک شيلينگ انگليس برابر بود. هر پوند استرلينگ برابر با ۲۰ شيلينگ است. بنابراين، يک تومان ايران برابر بود با ۱۰ پوند انگليس. يعني، ارزش پول ايران ده برابر پول انگليس بود.

در سده هيجدهم ميلادي، ارزش تومان ايران به‌تدريج کاهش يافت و ارزش پوند انگليس افزايش. در نيمه اوّل سده نوزدهم ميلادي، يعني در دوران سلطنت فتحعلي‌شاه و محمد شاه قاجار، دو پوند استرلينگ برابر با يک تومان ايران شد. در اين زمان يک پوند برابر بود با ۲۵ فرانک فرانسه و ۱۰ روپيه هند. يعني، يک تومان ايران برابر بود با ۵/ ۱۲ فرانک فرانسه. در همين زمان، يک تومان ايران با دو دلار و پنجاه سنت آمريکا برابر بود.

پس از قحطي بزرگ ۱۲۸۸ ق. ارزش پول ايران سير نزولي را آغاز کرد؛ با قتل ناصرالدين‌شاه (۱۸۹۳) اين کاهش ادامه يافت و با انقلاب مشروطه (۱۹۰۵-۱۹۰۷) شدت گرفت. اندکي قبل از قتل ناصرالدين‌شاه، در سال ۱۸۹۱ يک پوند استرلينگ برابر با ۵/ ۳۲ قران بود که، اندکي پس از قتل ناصرالدين‌شاه، در سال ۱۸۹۴ به ۵/ ۴۸ قران رسيد. ده قران برابر با يک تومان بود. يعني در اواخر سلطنت ناصرالدين‌شاه ارزش پوند بريتانيا ۲۵/ ۳ برابر تومان ايران و پس از قتل او، در زمان سلطنت مظفرالدين‌شاه، حدود ۸۵/ ۴ برابر تومان ايران شد. پس از انقلاب مشروطه يک پوند برابر با ۶۰ قران بود يعني ارزش پوند انگليس شش برابر تومان ايران شد. در اواخر سده نوزدهم و اوائل سده بيستم ميلادي، تا جنگ اوّل جهاني، يک پوند انگليس تقريباً برابر با ۵ دلار آمريکا بود. بنابراين، در دوران مظفرالدين‌شاه ارزش دلار آمريکا و تومان ايران تقريباً يکسان بود.

در زمان سقوط رضا خان و ورود ارتش‌هاي متفقين به ايران (۱۳۲۰ ش.) دلار آمريکا تقريباً يك و نيم تومان ايران بود؛ يعني با ۱۵ ريال مي‌شد يک دلار خريداري کرد. در سال ۱۳۳۲، يعني در اواخر دولت دکتر مصدق و زمان کودتاي ۲۸ مرداد، يک دلار آمريکا معادل ۹۰ ريال ايران (۹ تومان) و يک پوند استرلينگ برابر با ۲۳ تومان بود. در پايان سلطنت محمدرضا پهلوي و در دوره اي كه صادرات نفت خام در قله تارخي قرار داشت، يک دلار آمريکا تقريباً ۷ تومان ايران و يک پوند انگليس تقريباً ده تومان ايران ارزش داشت. در اين زمان ارزش يک روبل شوروي حدود ده تومان ايران يعني تقريباً برابر با پوند استرلينگ بود. يک فرانک فرانسه ۱۶ ريال و يک مارک آلمان غربي ۳۲ ريال ارزش داشت.

امروزه پوند استرلينگ به نرخ رسمي دولتي حدود ۱۹۵۰ برابر تومان ايران و دلار آمريکا حدود ۱۲۲۶ برابر تومان ايران است در حالی که نرخ دلار در بازار آزاد ۱۸۵۰ تومان و قیمت پوند ۳۰۰۰ تومان می باشد . بجز دوره هايي كه ايران شاهد جنگ و تجاوز نظامي بوده، سريع ترين سقوط ارزش پول ملي ايران در خرداد۱۳۷۴ (زمان رياست عادلي بر بانك مركزي) و دي ۱۳۹۰ (زمان رياست بهمني بر بانك مركزي) اتفاق افتاده است. بانك مركزي طبق قانون، وظيفه حفظ ارزش پول ملي را به عهده دارد.

برچسب‌ها: اقتصاد
[ چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391 ] [ 12:38 ] [ میلاد رستمی ]

در زمستاني سياه و سخت سر

 بلبلي آشفته حال و در به در

رفت تا بر خانه ي موري رسيد

 در زد و ناليد از سوز جگر

گفت: اين سرما امانم را بريد

 جسم بي جان نحيفم را نگر

بي غذا و قوت و دانه مانده ام

 رحمتي كن ، صدقه اي ده مختصر

از زن و  بچه خجالت مي كشم

 جان مولا آبرويم را بخر



برچسب‌ها: ادبی
ادامه مطلب
[ دوشنبه سوم مهر 1391 ] [ 9:2 ] [ میلاد رستمی ]
1-اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.

2-اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
3-با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.

4-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.

5-بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع انها هیچ اقدامی نمی کنیم.

6-در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.

7-کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.


برچسب‌ها: ایران و ایرانی
ادامه مطلب
[ پنجشنبه سی ام شهریور 1391 ] [ 8:56 ] [ میلاد رستمی ]

دکتر سوسن شریعتیهمگي درباره اسطوره‌سازي و نيز ضرورت شكستن آن و البته مفيد بودنش سخن مي‌گويند. اصل را بر همين بگذاريم. غرض از پيامك‌هاي طنز و هجو و لغز درباره شريعتي اسطوره‌شكني است و نه محصول «دستان پنهان». تئوري دستان پنهان درست هم كه باشد، اثبات‌ناپذير است.


برچسب‌ها: ایران و ایرانی
ادامه مطلب
[ جمعه دهم شهریور 1391 ] [ 18:46 ] [ میلاد رستمی ]
سلام به همه ی اقتصادیای ۹۰

یه توضیح کوتاه در مورد این پست :

شاید واسه شما هم پیش اومده باشه که بعضی وقتا با دیدن یک جمله خیلی زیبا حس عجیبی بهتون دست داده و سعی کردین که واسه بقیه هم بخونیدش .

این پست رو واسه این جمله ها گذاشتم ؛ شما می تونید تو قسمت نظرات از این جمله ها قرار بدین .

خلاصه اینکه هر چه می خواهد دل تنگت بگو !!!


برچسب‌ها: دل نوشته
[ شنبه چهارم شهریور 1391 ] [ 17:59 ] [ میلاد رستمی ]

شما دختر جوونا یادتون نمیاد… ولی یه زمانى دخترا خواستگاراشونو رد میکردن!
.
.
.
پسرها به خاطر دوستاشون حتی از عشقشون میگذرن ،
ولی دخترا برای اینکه پسری رو بدست بیارن آرزو میکنن که ،
سر به تن دخترای دیگه نباشه !!!
.
.
.
طبق آخرین آمار، خانوم ها ۷۰٪ عمر خود را
در جستجوی یافتن آدرسِ ” یه دکترِ خوب ” سپری میکنند!


برچسب‌ها: طنز
ادامه مطلب
[ دوشنبه سی ام مرداد 1391 ] [ 18:3 ] [ میلاد رستمی ]
فقط یه زن ایرانی می تونه یه روز بره بازار خرید کنه خسته نشه، اما تو خونه مادر شوهر، وقتی یه ذره کمک بکنه بگه:«آه خسته شدم به خدا! اینا عروس گرفتن یا کلفت!؟»
*دعای خانوم ها: «خدایا! به من عشق بده تا شوهرم را درک کنم، صبر بده تا او را بپذیرم، ولی قدرت نده که می زنم لهش می کنم ها...!»
*واقعا معلوم نیست چرا خانم ها اینجوری هستن؛ از خدایی که همه قدرت عالم در دستش است فقط شوهر می خواهند. بعد همه چیزهای توی عالم را از آن شوهر بی نوا می خواهند.
*فقط یه زن ایرانی می تونه یه روز بره بازار خرید کنه خسته نشه، اما تو خونه مادر شوهر، وقتی یه ذره کمک بکنه بگه: «آه خسته شدم به خدا! اینا عروس گرفتن یا کلفت!؟»

برچسب‌ها: طنز
ادامه مطلب
[ پنجشنبه هشتم تیر 1391 ] [ 10:28 ] [ میلاد رستمی ]
هنگام مکالمه :

گفتگوی دو دختر پای تلفن :
سلام عشقم ، قربونت برم . چطوری عسل ؟ فدات شم. . . می بینمت خوشگلم . . . بوس بوس !

گفتگوی دو پسر پای تلفن :
بنال . . . بوزینه مگه زر نزدی ساعت چهار جنازه‌ تو میاری ؟ د گمشو راه بیفت دیگه کره خر !

بعد از قطع کردن تلفن :

دخترها :
واه واه واه !!! دختره ایکپیریه بی فرهنگ چه خودشم میگیره اه اه اه انگار از دماغ فیل افتاده حالمو بهم زد !!!

پسرها :
بابا عجب بچه باحالیه این علی خیلی حال میکنم باهاش خیلی با مرامه !


برچسب‌ها: طنز
[ پنجشنبه هشتم تیر 1391 ] [ 10:4 ] [ میلاد رستمی ]
اگر آنگونه که با تلفن همراهتان برخورد می‌کنید با همسرتان بر خورد میکردید
 اکنون خوشبخترین فردِ دنیا بودید
 
 
اگر هر روز شارژش میکردید
باهاش در روز از همه بیشتر صحبت میکردید
پایِ صحبت‌هایش می نشستید
... پیغام‌هایش را دریافت میکردید
پول خرجش میکردید
براش زیور آلاتِ تزئینی میخرید
دورش یک محافظ محکم میکشیدید ...
بقیه در ادامه مطالب

برچسب‌ها: طنز
ادامه مطلب
[ دوشنبه پنجم تیر 1391 ] [ 9:57 ] [ میلاد رستمی ]

وبلاگ یک دختر

وااااااااااااااااای امروز تفلدمه

تفلد تفلد تفلدم مبارک

۲۵۶۵۵۵۵۵۵۴۴۸۸۴تا کامنت

-تولدت مبارک خانومی

.

.

.

-شما از طرف بلاگفا بهتربن وبلاگ نویس معرفی شدید

وبلاگ یک پسر

آرزو می کنم روزی برسه که همه انسان ها بتوانند با هر عقیده رنگ و قومیتی در کنار هم آزادانه زندگی کنند

۱ کامنت

-حرف مفت نزن

(تازه همون یه نفر هم آدرس وبلاگ خودشو گذاشته)


برچسب‌ها: طنز
[ دوشنبه پنجم تیر 1391 ] [ 9:48 ] [ میلاد رستمی ]

طی یک نظرسنجی از یک دانشجوی ورودی جدید و یک دانشجوی ترم آخری

خواسته شد که با دیدن هر کدام از کلمات زیر ذهنیت و

تصور خود را در مورد آن کلمه در یک جمله کوتاه بنویسند.

جمله اول مربوط به دانشجوی ورودی جدید و جمله دوم مربوط به دانشجوی ترم آخری…

 

رییس دانشگاه

1)مردی فرهیخته و خوشتیپ

2)به دلیل اینکه در طی این چهار پنج سال یک بار هم

ایشونو نتونستم ببینم، هیچ ذهنیتی ندارم


 

یک وعده غذای سلف

1)بیفستراگانوف با سس کچاپ با نوشیدنی خنک

2)چلو لاستیک به همراه افزودنی های غیر مجاز

 

کارت دانشجویی

1)کارت شناسایی و هویت دانشجو

2)تنها استفاده از این کارت گرفتن فیلم از ویدئو کلوب است


برچسب‌ها: طنز
ادامه مطلب
[ یکشنبه هفتم خرداد 1391 ] [ 10:46 ] [ میلاد رستمی ]

یه روز یه استاد فلسفه میاد سر کلاس و به دانشجوهاش میگه:

امروز میخوام ازتون امتحان بگیرم ببینم درسهایی رو که تا حالا بهتون دادمو خوب

یاد گرفتین یا نه…!
بعد یه صندلی میاره و میذاره جلوی کلاس و به دانشجوها میگه:

با توجه به مطالبی که من تا به امروز بهتون درس دادم،

 ثابت کنید که این صندلی وجود نداره؟!
دانشجوها به هم نگاه کردن و همه شروع کردن به نوشتن روی برگه…

بعد از چند لحظه یکی از دانشجوها برگه شو داد و از کلاس خارج شد…

روزی که نمره ها اعلام شده بود، بالاترین نمره رو همون دانشجو گرفته بود !

اون فقط رو برگه اش یه جمله نوشته بود:

.

.

.

کدوم صندلی ؟


برچسب‌ها: داستان
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 15:37 ] [ میلاد رستمی ]
یه استاد داشتیم هر سری میومد سر کلاس به دخترا تیکه مینداخت .

یه بار دخترا تصمیم میگیرن با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون .
قضیه به گوش استاد میرسه . جلسه بعد یکم دیر میاد سر کلاس

 میگه از انقلاب داشتم میومدم دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده

 رفتم جلو پرسیدم چی شده ؟ گفتن با کارت دانشجویی شوهر میدن!
دخترا پا میشن برن بیرون استاده میگه کجا میرید وقتش تموم شد تا ساعت 10 بود.


برچسب‌ها: طنز
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 15:33 ] [ میلاد رستمی ]
خبر کوتاه بود : ” با کمال تاسف اطلاع یافتیم که آقای دکتر محمد مصدق سحرگاه امروز پنج شنبه در ساعت 5/4 بامداد 14/12/1345

در سن 87 سالگی در اتاق شماره 62 بیمارستان نجمیه تهران

زندگی را بدرود گفت. “


خبری بسیار کوتاه برای مردی بزرگ
!!!


برچسب‌ها: بزرگان
ادامه مطلب
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 11:22 ] [ میلاد رستمی ]
پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود،
 باتعجب دید که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده.
یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر».
با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :
پدر عزیزم،
با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دخترجدیدم فرار کنم،
 چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو ...رو بگیرم.من احساسات واقعی رو با نازنین پیدا کردم،
 او واقعاً معرکه است، اما میدونستم که تو اون رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش،
خالکوبی هاش ،لباسهای تنگ موتور سواریش و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره.
 اما فقط احساسات نیست، پدر. اون ...


برچسب‌ها: طنز
ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 14:20 ] [ میلاد رستمی ]

1.برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم
 می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند.

2. وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها
مردن

3. دنیا را بد ساخته اند … کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد …

 کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری … اما کسی که تو دوستش داری

 و او هم تو را دوست دارد … به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند …

و این رنج است …

 


برچسب‌ها: دکتر علی شریعتی
ادامه مطلب
[ یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:48 ] [ میلاد رستمی ]
آقا و خانمی که چند وقتی بود با هم ازدواج کرده بودن

 پس از مدتی اتفاقات جالبی براشون رخ میده

یه شب خانم نمیره خونه

فردا صبح در بازگشت به خونه آقا از خانمش سوال می کنه که دیشب کجا بودی؟

خانم هم جواب میده که خونه یکی از دوستام بودم !!!

آقا بلافاصله بعد از این جواب به ده تا از بهترین دوستای خانم تلفن میکنه

که آیا دیشب خانمش پیش اونا بوده یا خیر ؟ 

همگی دوستان خانم جواب میدن ......

 


برچسب‌ها: طنز
ادامه مطلب
[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 14:11 ] [ میلاد رستمی ]
عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها منقرض شدند

عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها

عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی

عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب

عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد
نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد

عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!!
نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است

نظر کسانی که میگن پسرها زن نگیرن اینه که :

آدم تا وقتی زن نداره فقط زن نداره وقتی زن داره فقط زن داره


برچسب‌ها: طنز
[ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 15:21 ] [ میلاد رستمی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

یادمان بماند همه چیز از ذهن خودمان شروع میشود...

خداوندا...
بلندای دعایت را عطایم کن
خدایا راستش من آدمیزادم
گاه گاهی گر گناهی میکنم طغیان مپندارش
خودت گفتی بخوان....میخوانمت
اینک مرا دریاب
به چشمانی که می جوید تو را نوری عنایت کن
ببخشا آن گناهانی که باعث شد
دعایم بی اثر گردد...




هرگاه از دست این دنیا و مشکلاتش خسته و نا امید شدی برو بالای کوه و فریاد بزن : آیا امیدی هست؟؟؟
در جواب میشنوی:...هست.....هست.....هست...


بار خدایا...
هرگاه دلم رفت و خواستم محبت کسی را به دل بگیرم تو آن را خراب کردی.
به هرکه دل بستم تو قرار از من گرفتی.
تو این چنین کردی تا جز تو کسی را در قلبم جای ندهم و به جز تو معبودی نداشته باشم.
تو این چنین کردی در حالی که من افق آبی نگاهت را ندیدم و عمق حرفت را نشنیدم.


توجه تو باید معطوف به چیستی گفتار باشد و نه به کیستی گوینده
(میزان الحکمه/ج6/ص485)



درد دلهای خدا با بنده اش

سوگند به روز وقتی نور میگیرد و به شب وقتی آرام میگیرد که من نه تورا رها کرده ام و نه باتو دشمنی کرده ام(ضحی1-2)

افسوس که هرکس را به سوی تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را،که مرا به سخره گرفتی(یس30)

هیچ پیامی از پیام هایم به تو نرسید مگر از آن روی گردانیدی(انعام4)

آیا من برنداشتم از دوشت باری که می شکست پشتت را؟(شرح2-3)

این عادت دیرینه ات بوده است،هرگاه که خوشحالت کردم از من روی گردانیدی و رویت را آن طرفی کردی و هر وقت سختی به تو رسید از من ناامید شده ای(اسرا83).

وقتی در تاریکی ها مرا به زاری خواندی که اگر تو را برهانم با من می مانی، تو را از اندوه رهانیدم
اما باز مرا با دیگری در دوستیت شریک کردی(انعام63-64)
.
.
.

یادم باشد...
اگر با آمدن آفتاب از خواب بیدار شوم دیگر نمازم قضاست...

یادم باشد...
عالم محضر خداست در محضر خدا معصیت نکنم...

یادم باشد...
برای دستیابی به پیشرفت باید سبک زندگیم را اصلاح کنم...

یادم باشد...
هرگز هیچ کاری جز برای رضای خدا نکنم...

یادم باشد...
آمده ام زندگی کنم تا قیمت پیدا کنم نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنم...

یادم باشد...
وقت خواب قدری فکر کنم که امروز چه کرده ام که فردا لایق زنده ماندن باشم...

یادم باشد...
انسان وقتی دوست واقعی دارد که خودش هم دوست واقعی باشد...

یادم باشد...
جاده زندگی نباید خیلی صاف باشد،خوابم میگیرد دست اندازها نعمت اند...

یادم باشد...
خوبی با خوشی فرق دارد به خاطر خوبی از خیلی خوشی ها باید گذشت...

یادم باشد...
گناهی بالاتر از این نیست که از گناه دیگران پرده برداریم...

یادم باشد...
دل های مردم دست خداست...

یادم باشد...
هیچ گاه به خاطر "هیچ کس" دست از " ارزشهایم " نکشم...

یادم باشد...
ایمان نام و نان برایم نیاورد...بلکه نام و نانم را برای ایمان بدهم...

hamedghasemi2@yahoo.com
لینک های مفید
امکانات وب



داستان روزانه

امارگیر حرفه ای سایت